حامیان تفکر اسفندیار رحیم مشایی

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
پیوندها

چرا حامیان دولت به جوانفکر توهین کردند؟

چهارشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۳، ۰۱:۰۹ ق.ظ
ترکش های ناشی از انفجار یک عبارت دینامیتی


چرا حامیان دولت به جوانفکر توهین کردند؟ دولت بهار: استراتژی «صبر و نزاکت» حامیان «دکتر محمود احمدی نژاد» در واکنش نسبت به رفتارهای سلبی دولت یازدهم؛ ازجمله شکیبایی اخیر که در رفتار «علی اکبر جوانفکر» ملاحظه گردید٬ پیش از هر نکته ای واجد انتقال این پیام به اردوگاه جناح مقابل است که برخلاف راهبردی که بجای ادراک اندیشه «دکتر محمود احمدی نژاد»٬ صریحا معتقد و عمیقا امیدوار است که «به زودی دیگر حرفی از او نخواهید شنید» ٬ گفتمان بهاری دولت های نهم و دهم همچنان که در سیاست خارجی قائل به «پیشرفت» است٬ در سیاست داخلی نیز مایل به «عقب نشینی» در مقابل امواج «حذف و تخریب» نخواهد بود.
  
دولت بهار - الهام سلمانی/ یکم- «حسن روحانی» اخیرا با توسل به نام جلاله خداوند گفت:«والله٬ بالله٬ تالله سال های ۸۴ تا ۹۲ گذشت و دیگر تکرار نخواهدشد». چنانچه بررسی خواهدشد٬ تامل بر واکنش های اجتماعی نسبت به این سخن که از زمان بیان آن در تاریخ ۱۳۹۳/۴/۱۰ ٬درمیان طیف موافقان و مخالفان آغازشده و به شکل گسترده ای تاکنون ادامه یافته است٬ حاکی از تقویت این فرض است که ذهن «حسن روحانی» متریال این عبارت را بجای «واژگان»٬ از «دینامیت» ساخته و پرداخته است:

اولا- عبارت «روحانی»٬ امید ملتی را نشانه گرفت که انگیزه صبوری و تحمل کنونی آنان نسبت به کاستی های دولت یازدهم و انبوهی از وعده های تحقق نیافته «حسن روحانی» نظیر:«رونق اقتصاد»٬ «بهبود فضای کسب وکار»٬ «مقابله با بیکاری»٬ «تولید ثروت ملی و توزیع عادلانه ثروت»٬ «هدایت نقدینگی به سمت تولید»٬ «مهار تورم»٬ «افزایش دستمزد کارگزان با افزایش نرخ تورم»٬ «کاهش اتکا به نفت»٬ «آزادی مطبوعات»٬ «افزایش پهنای باند اینترنت»٬ «نجات کشور از تحریم های ظالمانه»٬ «تثبیت حقوق هسته ای ایران»٬ «تمام شدن دوران تعلیق هسته ای» (۱) و «جلوگیری از وضع تحریم جدید» (۲) ٬ بر بازتولید اندیشه های «دکتر محمود احمدی نژاد» در انتخابات آتی ریاست جمهوری استوار شده است.

ثانیا- عبارت «روحانی»٬ عبارتی است که اصل «همبستگی ملی» را مخدوش می نماید و در تباین با نظام «دموکراسی دینی» قراردارد.

ثالثا-عبارت «روحانی»٬ وجود «اصل خودمختاری» را در اندیشه جریان موسوم به «اعتدال گرایان» بازنمایی می کند. بر اساس این اصل منسوخ شده٬ امکان ندارد بتوان «مرزهای قدرت» را به گونه ای تعیین کرد که ساختار «سیاسی-اقتصادی» کشور فقط شامل اعضای «یک قبیله» نباشد. معنای دیگر این سخن٬ تمایل غیر دمکراتیک «حسن روحانی» را بازنمایی می کند که ظاهرا تا زمان حیات دولتمردان کهنسال سازندگی٬ اقتصاد سیاسی کشور را به عنوان «حق انحصاری» آنان معرفی و مطالبه می کند. بی آنکه٬ به استفاده از تجربیات ایشان در حاشیه قدرت -به جای متن آن- قانع باشد.

دوم- عملکرد «حسن روحانی» اگرچه به طور کاملا طبیعی با انتقاداتی در سطح جامعه مواجه شد؛ اما نظر به رواج سندرم «اهانت به منتقدان» در دولت یازدهم و با توجه به اپیدمی «برخوردهای سلبی با متفکران غیر همسو» که متاسفانه متعاقب اهانت ورزی برخی دولتمردان نسبت به شهروندان محترم و نیز مقامات دولت پیشین٬ به صورت وضعیت «آنومی» در میان حامیان دولت یازدهم نهادینه سازی شده است؛ ملاحظه گردید که انتقادات وارده به سخنان «روحانی» نه تنها به دور از رعایت استانداردهای «فرهنگی» و «مدنی» لازم به چالش کشیده شد٬ بلکه «شخصیت حقیقی» منتقدان نیز از آسیب «ادبیات ویژه» حامیان دولت یازدهم مصونیت نیافت. ملاحظه واکنش های اخیر٬ همچنین این احتمال را تقویت نموده است که ظاهرا حامیان جریان موسوم به «اعتدال گرایی»٬ ترکش های ناشی از انفجار عبارت دینامیتی «حسن روحانی» را برای ایجاد یاس در افکار اکثریتی که در همسویی با اندیشه های «دکتر محمود احمدی نژاد» قرار دارند ٬کافی ندانسته اند.

به عنوان «مطالعه موردی» از ناهنجاری مذکور که در محیط رسانه های مجازی صورت پذیرفته و متاسفانه ساحت یکی از «پیشکسوتان رسانه ای کشور» را مورد اهانت قرار داده است٬ بایسته است که به واکنش های نامناسب نسبت به «دکتر علی اکبر جوانفکر» اشاره شود که نشان می دهد صرفنظر از شخصیت «جوانفکر»٬ وجود خدمات متعدد در کارنامه مسئولیت های ایشان در نظام جمهوری اسلامی -از جمله مدیریت ایرنا٬ به عنوان نخستین خبرگزاری با پیشینه ۸۰ ساله در کشور- نیز نتوانسته است وسوسه «ناسزاگویی» نسبت به فعالان حوزه گفتمان «احمدی نژاد» را در میان حامیان جریان موسوم به «اعتدال گرایی»٬ خنثی یا تعدیل نماید.

در همین زمینه «علی اکبر جوانفکر» در وبلاگ شخصی خود اطلاع رسانی کرد که پس از انتشار یادداشت «سوگندهای خوف انگیز» -مطلبی که در نقد سوگندهای معروف «حسن روحانی» نگاشته شد- حامیان دولت یازدهم٬ کامنت های سازمان یافته ای را در وبلاگ «شاهد» قرارداده اند؛ کامنت هایی که اگرچه تجدید نگارش آن٬ از حرمت قلمی می کاهد که خداوند در «آیه یک» از سوره مبارکه «قلم» به آن سوگند خورده است (۳) ؛ اما درعین حال٬ بازخوانی آنها حتی با فیلترینگی که قلم محترم «دکتر علی اکبر جوانفکر» با نگارش «سه نقطه» بجای «اصل عبارت» انجام داده است٬ واجد نکاتی تامل برانگیز است که در ادامه ذکر می شود:

اولا- افراط دولت یازدهم و حامیان آن در به کارگیری تاکتیک «ترور شخصیت منتقدان»٬ موضوعی است که در بلندمدت٬ نه تنها کاربرد مقطعی آن را برای «اعتدال گرایانی» از دست می دهد که به زعم آنان «توانایی ناسزاگویی» با «جدی و قدرتمند بودن» مترادف است و باعث تثبیت «ناسزاگو» به عنوان «مقام برتر» می شود؛ بلکه با توجه به مصداق عبارتی از «سعدی شیرازی»٬ موجبات ریزش حامیان کنونی از اطراف دولت یازدهم و همچنین موجبات ناکامی این دولت را در جذب حامیان جدیدی که مقید به عقلانیت در انتقاد هستند٬ فراهم می آورد. سعدی علیه الرحمه می گوید:«هرکه با بدان نشیند اگر نیز طبیعت ایشان در او اثر نکند٬ به طریقت ایشان متهم گردد».

ثانیا- «مایکل کوردا»٬ نویسنده آمریکایی -که نقش بسیاری از آسیب شناسی های سیاسی او در تطابق با عملکرد دولت یازدهم بارز به نظر می رسد ـ معتقد است:«بازی های اجتماعی قدرت در حقیقت پیچیده و گوناگون هستند. یکی از مشهورترین آنها به کارگیری رفتارهای بد برای تاکید بر قدرت شخص است و به واقع بسیاری از مردان -البته تعداد زنها هم کم نیست- در مسئله ناسزاگویی و «رفتارهای ناهنجار» باهم همچشمی می کنند تا ثابت کنند که قدرت کافی برای به تحقیر کشاندن آنهایی که باید به حرفشان گوش کنند٬ دارند…ضمنا در ناسزاگویی٬ نوعی تهدید ضمنی و نوعی ابراز مردانگی نیابتی وجود دارد».

ثالثا- به عنوان نمونه ای دیگر از بدرفتاری ها در معادله قدرت٬ می توان به تلاش بازیگران قدرت در «وارونه سازی» مسائل اشاره کرد. به این معنا که هر موضوعی را که صاحبان قدرت «ندانند» یا «نتوانند» در آنها صلاحیت کافی ارائه دهند٬ هم «بی اهمیت» و هم «مضحک» جلوه می دهند. از این رو مدیری که برای مثال٬ در تدوین پیش نویس بندی از یک قرارداد به راهنمایی یک وکیل حاذق نیازدارد٬ وکیل مذکور را با برچسب «احتیاط کار» و «ملا نقطی» تحقیر می کند؛ ذکر این نمونه ها را می توان همچنان ادامه داد.

سوم- استراتژی «صبر و نزاکت» حامیان «دکتر محمود احمدی نژاد» در واکنش نسبت به رفتارهای سلبی دولت یازدهم؛ ازجمله شکیبایی اخیر که در رفتار «دکتر علی اکبر جوانفکر» ملاحظه گردید٬ پیش از هر نکته ای واجد انتقال این پیام به اردوگاه جناح مقابل است که برخلاف راهبردی که بجای ادراک اندیشه «دکتر محمود احمدی نژاد»٬ صریحا معتقد و عمیقا امیدوار است که «به زودی دیگر حرفی از او نخواهید شنید» (۴)٬ گفتمان بهاری دولت های نهم و دهم همچنان که در سیاست خارجی قائل به «پیشرفت» است٬ در سیاست داخلی نیز مایل به «عقب نشینی» در مقابل امواج «حذف و تخریب» نخواهد بود.


 
ـــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت ها:

۱- «حسن روحانی» مورخ ۱۳۹۲/۳/۲۷ با اشاره به دوران «پذیرش تعلیق هسته ای توسط ایران» گفت:«آن دوران تمام شد؛ الان ما در شرایط خاصی هستیم٬ فکر می کنم ما خیلی راه های اعتمادساز فراوانی داریم». با گذشت ۷ ماه از بیان این عبارت توسط «حسن روحانی»٬ در تاریخ ۱۳۹۲/۱۰/۳۰ ٬تجهیزات هسته ای نطنز با حضور بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی پلمپ گردید.

۲- «حسن روحانی» مورخ ۱۳۹۲/۳/۲۷ با تاکید بر جلوگیری دولت یازدهم از وضع تحریم جدید علیه جمهوری اسلامی ایران اظهار داشت:«اولین قدم این است که تلاش کنیم تحریم جدیدی انجام نگیرد و سپس کاهش پیداکند و به طور کامل برطرف شود». با گذشت ۶ ماه از بیان این عبارت توسط «حسن روحانی»٬ در تاریخ ۱۳۹۲/۹/۲۱ ٬وزارت خزانه داری آمریکا ۱۹ فرد و شرکت ایرانی را به لیست تحریم های خود اضافه کرد.

۳- اشاره به آیه مبارکه «ن و القلم و مایسطرون». ترجمه: «سوگند به قلم و آنچه می نویسند».
۴- «عباس سلیمی» نمین مورخ ۱۳۸۸/۵/۱۳ در پاسخ به نامه انتخاباتی و سرگشاده «اکبر هاشمی رفسنجانی» معروف به «نامه بدون سلام»٬نامه ای خطاب به هاشمی نگاشت که گزارش اختصاصی آن به شماره مطلب ۸۸۰۵۱۳۰۶۶۱ در «خبرگزاری فارس» انتشاریافت. در بخشی از این نامه آمده است:«در مورد مسئله ابراز تمایلات نزد شیوخ عرب بدون اینکه خواسته باشم در زمینه صحت و سقم آن نظری ابراز دارم٬ صرفاً یادآور می‌شوم که منابع دیگری هم در این زمینه اطلاع رسانی کرده‌اند؛ لذا مناسب بود حضرتعالی در مقام تکذیب مطالب رسانه‌هایی همچون «لوموند» نیز برمی‌آمدید: «وقتی رفسنجانی به صورت پنهان از موسوی، این نخست‌وزیر سابق که کاندیدای اصلاح‌طلبان شد، حمایت کرد، آرزو می‌کرد که موسوی، احمدی‌نژاد را کنار بزند. او به نمایندگان کشورهای خلیج-فارس- قبل از انتخابات گفته بود: به زودی دیگر حرفی از او نخواهید شنید». منبع: روزنامه لوموند، به قلم موری کلوردوکامپ٬ مورخ ۲۰۰۹/۶/۲۵ میلادی.
   
  

اخبار مرتبط:
۹۳/۰۴/۱۸ موافقین ۰ مخالفین ۰

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">